گلی جرد

لغت نامه دهخدا

گلی جرد. [ گ ُ ج ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان جاپلق بخش الیگودرز شهرستان بروجرد که در 32هزارگزی شمال باختری الیگودرز و 5هزارگزی خاور راه شوسه شاه زند به ازنا واقع است. هوای آن معتدل و سکنه اش 522 تن است. آب آنجا از قنات و چاه تأمین میشود. محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و راه آن اتومبیل رو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایرن ج 6 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان جاپلق بخش الیگودرز شهرستان بروجرد

جمله سازی با گلی جرد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وقت سحر از باغ بهشت آمد باد آورد گلی و در کنارم بنهاد

💡 آن سرو ناز کز چمن جان دمیده است شاخ گلی بصورت او کس ندیده است

💡 هزار خار کشیدم ز دیده بر سر کویش که هیچ کس ز ترحم گلی نداد به دستم

💡 مخوان بباغ بهشتم میار گل پیشم که با وجود تو دیگر گلی نمی بویم

💡 بوصل آن بت گلرخ کجا روا نبود گلی بهیچ بهار و بتی بهیچ دیار

هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
اندوخت یعنی چه؟
اندوخت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز