لغت نامه دهخدا
گلگون کمیت. [ گ ُ ک ُ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) کنایه از شراب سرخ است، زیرا کمیت نام رنگی از اسب است و شراب را نیز گویند. ( آنندراج ):
نقره خنگ صبح را در تاخت سلطان ختن
ساقیا گلگون کمیتت را به میدان درفکن ؟؟ ( از آنندراج ).
گلگون کمیت. [ گ ُ ک ُ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) کنایه از شراب سرخ است، زیرا کمیت نام رنگی از اسب است و شراب را نیز گویند. ( آنندراج ):
نقره خنگ صبح را در تاخت سلطان ختن
ساقیا گلگون کمیتت را به میدان درفکن ؟؟ ( از آنندراج ).
کنایه از شراب سرخ دست زیرا کمیست نام رنگی از اسب است و شراب را نیز گویند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هرچند کز باد هوا تو میدوانی بادپا گلگون اشک عاشقان با او برابر میرود
💡 اشک گلگون مرا رحم کن، ای جان و جهان که بسودای تو از دیده فرو می بارم
💡 بر سرم می آیی و افگنده در خون می روی همره اغیار با رخسار گلگون می روی
💡 امروز سرزمين گلگون شلمچه و طلائيه، تنگه چزابه و... پيام آور زندگى والا وترسيم كننده جان دادن حيات بخش و نماد پيروزى معنويت گشته است.
💡 ز گل هر گلبن آمد گلعذاری خرم و خندان خوش آن کس کو می گلگون به روی گلعذاران زد
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشتهاست، میتوان به زندگی گلگون و ساختمان پزشکان در باغ رز اشاره کرد.