لغت نامه دهخدا
گشنسب اسپاذ. [ گ ُ ن َ اَ ] ( اِخ ) برادر رضاعی خسروپرویز که فرمانده کل نیروی کشور در زمان او بوده است. رجوع به ایران در زمان ساسانیان ص 516 و 517 شود.
گشنسب اسپاذ. [ گ ُ ن َ اَ ] ( اِخ ) برادر رضاعی خسروپرویز که فرمانده کل نیروی کشور در زمان او بوده است. رجوع به ایران در زمان ساسانیان ص 516 و 517 شود.
برادر رضاعی خسرو پرویز که فرمانده کل نیروی کشور در زمان وی بود.
💡 گُشنسپ که با نامها گشتاسپ، ویشتاسپ، گشنسب، گشنسپداد گرشاه، جُشنسف و ماجشنس در منابع مختلف نامیده شده، گشنسب شاهان پادشاه طبرستان، پَذَشْخوارْگَرْ، گیلان، دیلمان، رویان و دماوند در اواخر دوران اشکانیان بود. نامهٔ تنسر به او که به واسطهٔ کتاب تاریخ طبرستان اثر ابن اسفندیار، باقی مانده، یکی از مهمترین مکتوبات ادبیات پارسی میانه است.
💡 گشنسب شاهان یا گشنسپداد گرشاهی سلسلهٔ پادشاهی در طبرستان بوده که در عصر اشکانیان در منطقه کوهستانی شرق مازندران شکل گرفت.
💡 گشنسب شاهان یا گشنسپداد گرشاهی سلسلهٔ پادشاهی در طبرستان بوده که در عصر اشکانیان در منطقه کوهستانی شرق مازندران شکل گرفت.
💡 گشنسب شاهان یا گشنسپداد گرشاهی سلسلهٔ پادشاهی در طبرستان بوده که در عصر اشکانیان در منطقه کوهستانی شرق مازندران شکل گرفت.
💡 گشنسب شاهان یا گشنسپداد گرشاهی (۳۳۰ق. م-۵۳۰ب. م) سلسلهٔ پادشاهی در طبرستان بوده که در عصر اشکانیان در منطقه کوهستانی شرق مازندران شکل گرفت.