لغت نامه دهخدا
گشن یافته. [ گ ُ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) جفت گرفته. || باردارشده. || پوشیده. || آسترشده. ( ناظم الاطباء ).
گشن یافته. [ گ ُ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) جفت گرفته. || باردارشده. || پوشیده. || آسترشده. ( ناظم الاطباء ).
۱ - باردار شده ( جانور ) ۲ - لقاح شده ( گیاه مخصوصا خرما ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همه خر بندگان خر شده گم یافته خر خوهندو من گم خر
💡 از رسوم تو خرد ساخته پیرایهٔ ملک وز نوال تو جهان یافته سرمایه و ساز
💡 سرو قدش ز قبا یافته زیب عقل را نرگس او داده فریب
💡 پادشاهی یافته است از نام تو عز و شرف شهریاری یافته است از رای تو نور و نوا