گریبان گسل

لغت نامه دهخدا

گریبان گسل.[ گ ِ گ ُ س ِ ] ( ن مف مرکب ) گریبان گسلیده. گریبان پاره.گریبان چاک. || مجازاً شکفته:
غنچه که با باد گشایدش دل
شد هم از آن باد گریبان گسل.میرخسرو ( از آنندراج ).رجوع به گریبان شود.

فرهنگ فارسی

۱ - کسی که گریبانش پاره و چاک شده. ۲ - شکفته: غنچه که با باد گشایدش دل شد هم از آن باد گریبان گسل. ( امیر خسرو )

جمله سازی با گریبان گسل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بلند پروازی او، درخشیدن بر روی صحنه‌های رقص است. در این آهنگ، دشواری‌هایی که هر هنرمندی برای ستاره شدن با آن‌ها دست به گریبان است، در برابر مخاطب تصویر می‌گردد.

💡 این تنگیی که در دل من خانه کرده است قانع ز من به چاک گریبان نمی شود

💡 داستان در مورد پدر و دختری است که در یک جزیره دور افتاده زندگی می کنند و با مشکلاتی دست به گریبان شده اند که...

💡 بحران مالی آسیا دوره‌ای از بحران اقتصادی بود که گریبان گیر بیشتر کشورهای آسیای شرقی از ابتدای ژوئیه ۱۹۹۷ شده بود و ترس از سقوط اقتصاد جهانی به دلیل سرایت اقتصادی، افزایش‌یافته بود.

💡 نه تنها گل گریبان چاک بازار است از دستت که در جیب چمن صد پیرهن خار است از دستت

💡 فردا چگونه سر ز گریبان برآورد؟ آن را که بوسه تیغ به گردن نداده است

کیک فنجانی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز