لغت نامه دهخدا
گرگین لاری. [ گ ُ ن ِ ]( اِخ ) از حکام ولایات اطراف کرمان که گویند از نسل گرگین میلاد است. وی بندگی و فرمانبرداری امیرتیمور راپذیرفت. ( از تاریخ عصر حافظ دکتر غنی ج 1 ص 385 ).
گرگین لاری. [ گ ُ ن ِ ]( اِخ ) از حکام ولایات اطراف کرمان که گویند از نسل گرگین میلاد است. وی بندگی و فرمانبرداری امیرتیمور راپذیرفت. ( از تاریخ عصر حافظ دکتر غنی ج 1 ص 385 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جمشید گرگین (زاده ۲۸ مهر ۱۳۳۰ در تهران) بازیگر سینما و تلویزیون ایرانی است.
💡 چو طوس و چو گودرز کشواد و گیو چو خراد و گرگین و رهام نیو
💡 ای آب حیات ما شو فاش چو حشر ار چه شیر شترِ گرگین جانست عَرابی را
💡 چو طوس و چو گودرز و گیو دلیر چو گرگین و بیژن چو رهام شیر
💡 عنوان رادیو زمانه نیز به پیشنهاد ایرج گرگین انتخاب شدهاست.
💡 بیژن جوان را این سخن خوش میآید. به گرگین میگوید که پیشتر از او حرکت خواهد کرد.