گرم پرسیدن
لغت نامه دهخدا
گرم پرسیدن. [ گ َ پ ُ دَ ] ( مص مرکب ) احوال پرسی از روی شوق و علاقه داشتن تمام:
ور نیستی آگه که بمن هجر چه کرد
برخیز و بیا گرم بپرس از دم سرد.ابوالحسن طلحه.بپرسید گرم و گرفتش ببر
بمادرش گفت آن یل نامور.فردوسی.چو آمد بدان بارگاه بلند
بپرسید ازو گرم شاه بلند.فردوسی.امیر [ مسعود ] وی را گرم پرسید. [ خواجه احمدحسن را ]. ( تاریخ بیهقی ). مأمون خلیفه شب به دیدار وی [ حضرت رضا ] آمد و فضل سهل با وی بود و یکدیگر را گرم بپرسیدند. ( تاریخ بیهقی ).
جمله سازی با گرم پرسیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بی دلی می گفت دی کان ماه را خانه کجاست من ز غیرت سوختم کان خانه پرسیدن چه بود
💡 ۴- سهولت یا سختی مهیا نمودن اطلاعات در هر کدام از موضوعات برای پاسخگو چگونه است؟ اگر سخت است، آیا راه دیگری برای کسب اطلاعات با پرسیدن سؤالات دیگر وجود دارد؟
💡 من منع بالنظر تسلّی بالخبر، خوش باشد داستان دوستان شنیدن، مهر افزاید از احوال دوستان پرسیدن.
💡 معیارهای دادگاههای ایران برای صدور اجازهٔ ازدواج کودکان معمولاً شامل درخواست مشورت از پزشکی قانونی در مورد رسیدن کودک به بلوغ، و پرسیدن سوالاتی از دختر میشود. روند کار در هر دادگاه ممکن است متفاوت باشد و تشخیص دادگاه هم به شدت متأثر از عرف منطقه است.
💡 او با پرسیدن موقعیت مکانی روستا، به این نتیجه میرسد که برای مقابله با راهزنان به هفت سامورایی نیاز خواهد داشت.
💡 نفس تا میتپد لبیک و ناقوسیست در سازش دلی داریم چند از کعبه و بتخانه پرسیدن