گردگیری کردن
مترادفها
گردگیری، پاک کردن گرد و غبار
لغت نامه دهخدا
گردگیری کردن. [ گ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ستردن غبار و گرد از ظرف، کاخال و مانند آن. رجوع به گردگیری شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) پاک کردن گرد و غبار چیزی: در و دیوار اطاقها را گرد گیری کردند.
ویکی واژه
spolverare
جمله سازی با گردگیری کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خانهتکانی (فارسی تاجیکستان: جارو بندان) یکی از آیینهای نوروزی است که مردم بیشتر مناطقی که نوروز را جشن میگیرند به آن پایبندند. در این آیین، تمام خانه و وسایل آن در آستانه نوروز گردگیری، شستشو و تمیز میشوند. این آیین در کشورهای مختلف از جمله ایران، تاجیکستان، افغانستان و جمهوری آذربایجان برگزار میشود.
💡 مادر قبل از آمدن مهمانان، تمام وقت خود را صرف گردگیری کردن تمام سطوح منزل، از جمله کتابخانهها و میزهای بزرگ ناهارخوری کرد.
💡 گردگیری کردن منظم اتاقها و استفاده از دستمالهای مرطوب، باعث میشود که کیفیت هوای داخل خانه بهبود یافته و از حساسیتهای تنفسی جلوگیری شود.
💡 بسیاری از افراد در روزهای تعطیل، به گردگیری کردن عمیق تمام بخشهای خانه میپردازند تا محیطی بسیار تمیز و آراسته برای استراحت فراهم کنند.