شن مالی کردن

مترادف‌ها

صاف کردن شن، هموار کردن شن

متضادها

توجه کردن، اهمیت دادن

لغت نامه دهخدا

شن مالی کردن. [ ش ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) شن مال کردن. مالیدن شن و ماسه تا آلودگی ظرف و شوخ آن زدوده شود.

فرهنگ فارسی

شن مال کردن مالیدن شن و ماسه تا آلودگی ظرف شوخ آن زدوده شود.

کلمات مرتبط