فاقشعر
🌐 او لرزید.
«فاقشعر» یعنی «مو بر تنش راست شد»، «به لرزه افتاد» یا «از شدت ترس / هیبت / شگفتی تنش مورمور شد». این فعل بیشتر برای واکنش شدید جسمی به ترس، وحشت، یا اثر عمیق روحی استفاده میشود.
جمله سازی با فاقشعر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عندما سمع الخبر المفاجئ، فاقشعر جسده من شدة الخوف والدهشة.
با شنیدن این خبر تکان دهنده، بدنش از ترس و حیرت به لرزه افتاد.
💡 أثناء مشاهدة المشهد المؤثر، فاقشعر الحاضرون تأثرًا بما حدث في القصة.
تماشاگران هنگام تماشای این صحنهی تأثیرگذار، از آنچه در داستان اتفاق افتاده بود، از شدت احساسات به خود میلرزیدند.
💡 في ليلة الشتاء الباردة، فاقشعر جلدها فور خروجها من المنزل بلا معطف.
در یک شب سرد زمستانی، به محض اینکه بدون کت از خانه بیرون رفت، پوستش مور مور شد.