گردوی کنک
لغت نامه دهخدا
گردوی کنک. [ گ َ ی ِ ؟ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) آنچه از گردو را که مغزش به دشواری درآید گردوی کنک و سوزنی گویند. ( فهرست لغات دیوان بسحاق ):
باز میویز فراوان به تنقل میخور
آن زمان از سر گردوی کنک مغز درآر.بسحاق اطعمه ( دیوان چ شیراز ص 13 ).
جمله سازی با گردوی کنک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به گردوی من نامهای کردهام هم از پیش تیمار این خوردهام
💡 محصولات باغی اصلی در این روستا گردوی اعلاء، گیلاس تکدانه، گیلاس سیاه، سیب گلاب، سیب قرمز، آلبالو، فندق، زردآلو و انگور است.
💡 او چو خورشید است و ما سیارگان بر گردوی طرح این سیارگان را آفتاب انداخته
💡 شهمیرزاد دارای بزرگترین باغ گردوی جهان (با تأیید فائو) میباشد که مساحت آن ۷۰۰ هکتار است و تمامی هزینهها و پیگیریهای آن توسط مردم این شهر انجام شدهاست.
💡 میوه اش فندقه است به رنگ زرد پوشیده از تار و دارای زوایای مشخص [از همین رو یک نام دیگر فارسی آن گردوی انگلیسی است! چهها میکنند تودههای مردم!].
💡 یک رودخانه نسبتاً فصلی است که در زمستان پرآب می گردد و نهایتاً به رودخانه تفرش می رسد. در بالادست این رودخانه درختات توت سفید و رنگی و درختان گردوی کهنسال وجود دارد که بعضی ازین درختان در حدود 5000 هزار گردو می دهند.