گردن باریک داش
لغت نامه دهخدا
گردن باریک داشتن.[ گ َ دَ ن ِ ت َ ] ( مص مرکب ) کنایه از کمال اطاعت. و با لفظ داشتن در مقام عدم اعتذار و اکراه مستعمل است. ( آنندراج ):
بکش گو تیغ برگیر و رگ گردن تماشا کن
ز مو باریکتر در زیر تیغش گردنی دارم.ظهوری ( از آنندراج ).گردنی داریم از موی میان باریکتر
سر نمی پیچیم گر بر دار ما را میکشی.صائب ( از آنندراج ).ثابت و سیار باشد حکم کش سیاره را
گردن باریک دارد رشته پیش جوهری.میر الهی ( از آنندراج ).
جمله سازی با گردن باریک داش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هیچ باریک نظر فرق میانشان نکند موی فرق توکه با موی میانت همتاست
💡 چو خورشید را پشت باریک شد ز دیدار شب روز تاریک شد
💡 تا شد دل خسته فتنه روی کسی باریک ترم ز تاره موی کسی
💡 زان زلف که از غمش گرفته هر خسته چو موی رنج باریک
💡 باریک اگر می شدی از بوته گداز چون ماه عید، چرخ رکابت نمی گرفت