گردن شخ

لغت نامه دهخدا

گردن شخ. [ گ َ دَ ش َ ] ( ص مرکب ) کنایه از متکبر و سرکش. ( آنندراج ):
ز گردن شخیهای مینا چه غم
که خواهد ملایم شد این زیر و بم.ملاطغرا ( از آنندراج ).و رجوع به گردن شق شود.

فرهنگ فارسی

متکبر

جمله سازی با گردن شخ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 او رفت و به يكى از كوه ها پناه برد و دو دست خود را به گردن بستمشغول توبه و عبادت و مناجات شد.

💡 در نقل ديگر آمده: (اين شتر سراسيمه از چراگاه آمد و گردن خود را روى قبر نهاد، و درخاك غلطيد، امام باقر(ع ) دستور داد او را به چراگاه خود باز گرداندند). (224)

💡 چو نرگس آنکه بحکمش نهاده گردن نیست برهنه پای و تهی دست چون صنوبر گشت

💡 نوع دیگر این وسیله "تُرس الغدر" (سپر حیله) بوده که به نوعی سپر گفته می‌شد که جنگاوران آن را به گردن می‌انداختند و از میان سوراخ تعبیه شده در میان آن به تیرپراکنی می‌پرداختند.

💡 دیگران را در کمند آور، که همچون زلف تو هر رگی در گردن جانم، طنابی، دیگرست

💡 مباش ای مدعی خوش دل که از من رنجه شد خویش که شمشیر و کفن در گردن اینک می‌روم سویش

سوپا یعنی چه؟
سوپا یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز