گرانبار کردن. [ گ ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) سنگین کردن بار. ثقیل کردن حمل. وزین نمودن بار: بفرمود شه تا از آن خاک زرد شتربان صد اشتر گرانبار کرد.نظامی. || بسیار بارور شدن درخت: مهر تو بر دل من تا به جگر بیخ زده ست شاخها کرده بلند و بارها کرده گران.فرخی.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) سنگین کردن بار کسی یا چیزی. گرانبار گرداندن ( گردانیدن ). ( مصدر ) سنگین بار گردانیدن. ثقیل نمودن: گوش هوش او را بان درر آبدار و حسن خلق و معاش با خلق الله گرانبار گردانید.
جمله سازی با گرانبار کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دوم اينكه چرا بندگان را مكلف به تكاليف كرد و با اينكه ازامتثال آنان نفعى عايدش نمى شود؟ چرا آنان را گرانبار ساخت ؟ و اگر منظورش فايدهرساندن بر بندگان بود چرا با اينكه مى توانست اين فايده را بدون تكليف نرسانيد؟
💡 بس که از بوی گل و سنبل گرانبار است باد طره سنبل ز بار بوی دارد پیچ و تاب
💡 وقت آن است که دستی دهی، ای دوست، به لطف که فرو رفتم در گل ز گرانباری دل
💡 از گرانباری حزمش کاهرا بینی چو کوه در سبکساری عزمش کوه را یابی چو کاه
💡 سوگند به بادهاى سخت و زنده، و به ابرهاى گرانبار و كشتيهاى آسان روان، و بهفرشتگان تقسيم كننده (كارها) آنچه به شما وعده داده شد راست است البته دين (جزاىاعمال، روزى ) واقع خواهد شد.... و در آن رزق شما است آنچه شما را وعده مى دهند.