گرانبار کردن
مترادفها
بار کردن، سنگین کردن، بارگیری کردن
متضادها
سبک کردن، تخلیه کردن
لغت نامه دهخدا
گرانبار کردن. [ گ ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) سنگین کردن بار. ثقیل کردن حمل. وزین نمودن بار:
بفرمود شه تا از آن خاک زرد
شتربان صد اشتر گرانبار کرد.نظامی. || بسیار بارور شدن درخت:
مهر تو بر دل من تا به جگر بیخ زده ست
شاخها کرده بلند و بارها کرده گران.فرخی.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) سنگین کردن بار کسی یا چیزی. گرانبار گرداندن ( گردانیدن ). ( مصدر ) سنگین بار گردانیدن. ثقیل نمودن: گوش هوش او را بان درر آبدار و حسن خلق و معاش با خلق الله گرانبار گردانید.
جمله سازی با گرانبار کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دوم اينكه چرا بندگان را مكلف به تكاليف كرد و با اينكه ازامتثال آنان نفعى عايدش نمى شود؟ چرا آنان را گرانبار ساخت ؟ و اگر منظورش فايدهرساندن بر بندگان بود چرا با اينكه مى توانست اين فايده را بدون تكليف نرسانيد؟
💡 بس که از بوی گل و سنبل گرانبار است باد طره سنبل ز بار بوی دارد پیچ و تاب
💡 وقت آن است که دستی دهی، ای دوست، به لطف که فرو رفتم در گل ز گرانباری دل
💡 251-((كَلّ)): سنگينى، سربار، گرانبار، كَلُّ عَلى مَوْلاهُ، يعنى سربار صاحبش.
💡 از گرانباری حزمش کاهرا بینی چو کوه در سبکساری عزمش کوه را یابی چو کاه
💡 سوگند به بادهاى سخت و زنده، و به ابرهاى گرانبار و كشتيهاى آسان روان، و بهفرشتگان تقسيم كننده (كارها) آنچه به شما وعده داده شد راست است البته دين (جزاىاعمال، روزى ) واقع خواهد شد.... و در آن رزق شما است آنچه شما را وعده مى دهند.