گاومیش گلی
لغت نامه دهخدا
گاومیش گلی. [ گ ُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان مرحمت آباد بخش میاندوآب شهرستان مراغه، واقع در نه هزار و پانصدگزی جنوب خاوری میاندوآب و 3 هزارگزی خاور شوسه میاندوآب به بوکان. جلگه، معتدل مالاریائی، دارای 417 تن سکنه، آب آن از زرینه رود، محصول آنجا غلات، چغندر، حبوبات، کشمش، شغل اهالی زراعت، صنایع دستی، گلیم بافی، راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
جمله سازی با گاومیش گلی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 طبق آمار سال ۱۳۸۸ جمعیت گاومیش در ایران ۴۵۹ هزار رأس بودهاست. (برآورد جهت گاومیش ایران سال ۱۳۸۸)
💡 فریدون پس از تاجگذاری پیش مادر میرود و رخصت میگیرد تا به جنگ با ضحاک برود. فرانک برای او نیایش میکند و آرزوی کامیابی. فریدون به دو برادر بزرگتر از خودش به نامهای کیانوش و پرمایه میگوید تا به یاری آهنگران رفته و گرزی مانند سر گاومیش بسازند. آن گرز را گرز گاوسَر مینامند.
💡 گاومیش رودخانه در شبهقاره هند و بیشتر در غرب به بالکان، مصر و ایتالیا یافت میشود.
💡 قرنها لداخ اقتصادی پایدار و بدون تنش از قبل همین کشاورزی داشت که عموماً متکی به تولید جو، گندم، نخود و دامداری بود بهویژه گاومیش، گاو، دزو (نوع خاصی از گاومیش مخصوص این منطقه)، گوسفند و بز. به علت ارتفاع بالای این منطقه از سطح دریا (۳۰۰۰ تا ۴۳۰۰ متر بالا سطح دریا) فصل کشت و کار تنها چند ماه از سال است و از این حیث به کشورهای قطبی دنیا شباهت دارد.