گاوان اهنگر
لغت نامه دهخدا
( گاوان آهنگر ) گاوان آهنگر. [هََ گ َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان بالاتجن بخش مرکزی شهرستان شاهی، واقع در 10 هزارگزی جنوب باختری شاهی... دشت، معتدل مرطوب مالاریائی، دارای 480 تن سکنه. زبان مازندرانی و فارسی. آب آن از نهر هتکه و رودخانه تالار، محصول آنجا برنج، غلات، پنبه، کنف، کنجد ابریشم، مختصر، مرکبات و توتون سیگار. شغل اهالی زراعت،صنایع دستی زنان پارچه ابریشمی و کرباس بافی است. راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).
فرهنگ فارسی
( گاوان آهنگر ) دهی از شهرستان شاهی
جمله سازی با گاوان اهنگر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ملک مطلب گر نخوردی مغز خر ملک گاوان را دهند ای بیخبر
💡 فیض تن زن با که داری این خطاب و این عتاب نیست در محفل مگر گاوان دنیا مشغله
💡 همان گاو کش نام پرمایه بود ز گاوان ورا برترین پایه بود
💡 به دانش چنان بُد فریدون گرد که او مردمان را چو گاوان شمرد
💡 فریدونان ز ره مرکب براندند بجز گاوان در این اولا نماندند