کینه ٔ سیاوش

لغت نامه دهخدا

کینه سیاوش. [ ن َ / ن ِ ی ِ وَ / وُ / وو ] ( اِخ ) به معنی کین سیاوش است که نام لحن بیستم باشد از سی لحن باربد. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ):
خرمتر از بهار و سراید به زیر و بم
گه کینه سیاوش و گه سبزه بهار.ازرقی ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).

جمله سازی با کینه ٔ سیاوش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سیاوش همچنان از دختر مراقبت می‌کند و حضور این مهمان ناخوانده دوباره زندگی را به خانه او بازمی‌گرداند.

💡 سیاوش زراعتی مدیرعامل بانک صادرات ایران سوم‌ بهمن ماه ۱۳۹۶ از مدیرعاملی این بانک استعفا کرد.

💡 سیاوش ازان دل پراندیشه کرد روان را از اندیشه چون بیشه کرد

💡 کاووس در فراق سیاوش به اشک خون با لشکری چه کرد به تنها، من آن کنم

💡 سیاوش چنین گفت کز بامداد بیایم کنم هر چه او کرد یاد

💡 سیاوش نگه کرد خیره بدوی ز دیده نهاده به رخ بر دو جوی

پیش تخته یعنی چه؟
پیش تخته یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز