کینه ستدن

مترادف‌ها

کینه ورزیدن، کینه‌توزی کردن، دشمنی کردن

متضادها

بخشیدن، گذشت کردن، عفو کردن

لغت نامه دهخدا

کینه ستدن. [ن َ / ن ِ س ِ ت َ دَ ] ( مص مرکب ) کین ستدن. کین ستاندن. کینه گرفتن. رجوع به کین ستدن و کین ستاندن شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) انتقام کشیدن.

جمله سازی با کینه ستدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چو گردید زین شهر ما بی‌نیاز به دل‌تان همه کینه آید فراز

💡 رها ساز او را ز زندان خویش مزن بیش ازین کینه بر جان خویش

💡 ندیدم به گیتی بدینسان شکست ز کینه همه باد دارم به دست

💡 بی‌مهری اگر با من شیدا نکنید یا کینه دیرینه هویدا نکنید

💡 دگر شاه کاو را دلی کینه کش دگر نیکمردی که تند است و کش

💡 از مه نو باز در دست فلک خنجر نگر درنگر کینه اختر نگر

💡 اگر فردی همواره در تلاش باشد تا از کوچک‌ترین خطاها کینه ستدن و انتقام‌جویی کند، هرگز نمی‌تواند در آرامش و صلح با اطرافیان خود زندگی کند.

💡 در مدیریت بحران‌ها و اختلافات حقوقی، بهتر است به جای کینه ستدن و تمرکز بر گذشته، بر یافتن راه‌حل‌های سازنده برای آینده و بهبود شرایط تمرکز کرد.

💡 برخی افراد به دلیل حساسیت‌های بیش از حد، تمایل زیادی به کینه ستدن دارند که این موضوع می‌تواند منجر به انزوای اجتماعی و تنهایی آن‌ها در زندگی شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران