لغت نامه دهخدا
کیل داوران. [ وَ ] ( اِ مرکب ) رجوع به گیل داوران شود.
کیل داوران. [ وَ ] ( اِ مرکب ) رجوع به گیل داوران شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هیئت داوران، جایزه مهرگان علم برگزار نشد. از سال ۱۳۹۰ برگزاری جایزه مهرگان علم به صورت دوسالانه ادامه
💡 فرد بیعسکر نگر از خاوران آید برون شهسواری این چنین از خیل گیتی داوران
💡 دوم شهان و جهان داوران که در گیتی به نام چتر من و چتر بند و تورستار
💡 شاد و خندانست خصم او که دور است او ز خصم شاد باشد هرکه سوی داوران تنها شود
💡 او از داوران بخش تجلی اراده ملی سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر بود.