توشه دادن

لغت نامه دهخدا

توشه دادن. [ ش َ / ش ِ دَ ] ( مص مرکب ) تزوید. ( دهار ) ( تاج المصادر بیهقی ). مزادة. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). زاد و قوت دادن. آذوقه دادن:
ماه به ماه می کند شاه فلک کدیوری
عالم فاقه برده را توشه دهد توانگری.خاقانی.ز فیض دولت بیدار دیده میخواهم
که صبح را دهم از گریه توشه شبگیر.خاقانی.

فرهنگ فارسی

زاد و قوت دادن

جمله سازی با توشه دادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سلمان گفت: حسرت و اندوهم به خاطر از دست دادن دنيا نيست، بلكه از اين جهت است كهرسول خدا (صلى الله عليه وآله ) با ما پيمان بست كه در دنيا به اندازه يك مسافر، زادو توشه برداريم، ترس ان دارم كه بيش از آن از دنيا برداشته باشم سپس اشاره بهاطراف خود كرد، و در اطرافش در ان خانه خشت و گلى او چيزى جز يك شمشير و يك نيام(غلاف شمشير) و يك متكا يا فرش ساده بيشتر نبود(283)

💡 ما ترا بی توشه نفرستاده‌ایم آنچه می‌بایست دادن، داده‌ایم

اندوخت یعنی چه؟
اندوخت یعنی چه؟
ددمنشانه یعنی چه؟
ددمنشانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز