کوژ انگبین

لغت نامه دهخدا

کوژ انگبین. [ ژِ اَ گ َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) نحل.ثول. ( مهذب الاسماء ) ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

نحل. ثول

جمله سازی با کوژ انگبین

💡 زسبزه خیزد اگر انگبین عجب نبود عجب زسبزه خطی کز انگبین خیزد

💡 وز آرزوی آن لب چون انگبین تو چون موم مانده ام ز تف سینه در گداز

💡 خو کرده ام به تلخی هجر تو عمرهاست ور نه پر است هر طرف از انگبین مرا

💡 تخت هرجائی روان مانند آب انگبین ناب با شیر و شراب

💡 تا دهد دوغم نخواهم انگبین زانک هر نعمت غمی دارد قرین

💡 بند بر پایْ تحمل چه کند گر نکند؟ انگبین است که در وی مگسی افتاده‌ست