لغت نامه دهخدا
کوس وار. ( ص مرکب، ق مرکب ) مانند کوس. چون کوس. همچون طبل پرباد:
قوس قزح قوس وار عالم فردوس وار
کبک دری کوس وار کرده گلو پر ز باد.منوچهری.
کوس وار. ( ص مرکب، ق مرکب ) مانند کوس. چون کوس. همچون طبل پرباد:
قوس قزح قوس وار عالم فردوس وار
کبک دری کوس وار کرده گلو پر ز باد.منوچهری.
مانند کوس. چون کوس. همچون طبل پرباد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ببام دل زند شاه ابد کوس نه بر هر بام بی بنیان منکوس
💡 به شادی برآمد ز لشکر خروش فتاد از غو کوس در چرخ جوش
💡 بیاراست لشکر سپهدار طوس بپیلان جنگی و مردان و کوس
💡 بگفت این ولشکر همه گرد کرد بزد کوس و برخاست صف نبرد
💡 خروش کوس گوش چرخ کر کرد زمین چون آسمان زیر و زبر کرد
💡 شهنشه بزد کوس و لشگر براند سر رایت خود به گردون رساند