کوزه ٔ نبات

لغت نامه دهخدا

کوزه نبات. [ زَ / زِ ی ِ ن َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) آن قالب که شیره نبات در آن ریزند تا منجمد شود. ( آنندراج ). || در شواهد ذیل ظاهراً به معنی نباتی است که بشکل کوزه می ساخته اند:
وقتی به قهر گوی، که صد کوزه نبات
گه گه چنان به کار نیاید که حنظلی.سعدی.شکل امرود تو گویی که ز شیرینی و لطف
کوزه ای چند نبات است معلق بر دار.سعدی.برکوزه آب نه دهان را
بردار که کوزه نبات است.سعدی.- کوزه از نبات کردن؛ نبات را بشکل کوزه ریختن. ( فرهنگ نوادر لغات کلیات شمس چ فروزانفر جزو هفتم ص 405 ):
ای که ملک طوطی آن قندهات
کوزه گرم کوزه کنم از نبات.مولوی ( کلیات شمس ایضاً ).

فرهنگ فارسی

آن قالب که شیره نبات در آن ریزند تا منجمد شود.

جمله سازی با کوزه ٔ نبات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ساقی بیار کوزه و پر کن که روزگار روزی بود که کوزه بسازد ز خاک ما

💡 آب این کوزه را در آن یم ریز تا شوی تازه چون شه تبریز

💡 گفت ای کور کوزه بر ره نیست لیک بر ره تو را درایت نیست

💡 در کارگهِ کوزه‌گری بودم دوش، دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش؛

کیک فنجانی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز