کله درازی
مترادفها
لجاجت، خودسری، عناد، سرکشی
متضادها
فروتنی، تواضع
لغت نامه دهخدا
کله درازی. [ ک َل ْ ل َ / ل ِ دَ ] ( حامص مرکب ) غوغا و هنگامه و فتنه و فساد. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
غوغا و هنگامه و فتنه و فساد
جمله سازی با کله درازی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در این محوطه تلهای گورستانی مستطیلشکل درازی نیز یافت شدند که مورد توجه باستانشناسان قرار گرفت. این تلها را "درازبسترهای نوع سومرن" نام دادهاند.
💡 آه میباشد مسلسلِ خاطرِ افگار را در درازی نیست کوتاهی شبِ بیمار را
💡 از زلف او سخن به درازی کند کمال ز صف دهانش کن که سخن مختصر شود
💡 من از درازی مژگانت این گمان دارم ترا بسایه خود فارغ از نقاب کند
💡 ای دل تو چه میشوی چنین در کارش کار سر زلف او درازی دارد
💡 در زلف تو درازی روز شمار هست لیکن شکنج و حلقه فزون دارد از شمار
💡 او با آن کله درازی که داشت، حاضر نبود هیچکس را بپذیرد و همیشه فکر میکرد که تنها کسی است که حقیقت را به درستی میداند.
💡 در مدیریت گروههای بزرگ، برخورد با افرادی که کله درازی نشان میدهند و از دستورات سازمانی سرپیچی میکنند، میتواند چالشهای بسیار دشوار و پیچیدهای ایجاد کند.
💡 گاهی اوقات کله درازی و لجاجت بی مورد باعث میشود که افراد بهترین فرصتهای پیش روی خود را از دست بدهند و در مسیر زندگی عقب بمانند.