لغت نامه دهخدا
کله درازی. [ ک َل ْ ل َ / ل ِ دَ ] ( حامص مرکب ) غوغا و هنگامه و فتنه و فساد. ( ناظم الاطباء ).
کله درازی. [ ک َل ْ ل َ / ل ِ دَ ] ( حامص مرکب ) غوغا و هنگامه و فتنه و فساد. ( ناظم الاطباء ).
غوغا و هنگامه و فتنه و فساد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در این محوطه تلهای گورستانی مستطیلشکل درازی نیز یافت شدند که مورد توجه باستانشناسان قرار گرفت. این تلها را "درازبسترهای نوع سومرن" نام دادهاند.
💡 آه میباشد مسلسلِ خاطرِ افگار را در درازی نیست کوتاهی شبِ بیمار را
💡 از زلف او سخن به درازی کند کمال ز صف دهانش کن که سخن مختصر شود
💡 من از درازی مژگانت این گمان دارم ترا بسایه خود فارغ از نقاب کند
💡 ای دل تو چه میشوی چنین در کارش کار سر زلف او درازی دارد
💡 در زلف تو درازی روز شمار هست لیکن شکنج و حلقه فزون دارد از شمار