لغت نامه دهخدا
کلاش جامه. [ ک َ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) کیسه مانندی که کلاش ( عنکبوت ) در آن تخم نهد. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به کلاش شود. || تارکلاش. ( ناظم الاطباء ).
کلاش جامه. [ ک َ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) کیسه مانندی که کلاش ( عنکبوت ) در آن تخم نهد. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به کلاش شود. || تارکلاش. ( ناظم الاطباء ).
کیسه مانندی که کلاش در آن تخم نهند. یا تار کلاش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بنابر سرشماری مرکز آمار ایران، جمعیت بخش کلاشی شهرستان جوانرود در سال ۱۳۸۵ برابر با ۹۳۴۲ نفر بودهاست.
💡 دهستان کلاشی نام دهستانی در بخش کلاشی شهرستان جوانرود، استان کرمانشاه در ایران است. براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۳۹۲ نفر (۸۷۴ خانوار) بودهاست.
💡 سفیدبرگ (به کردی: سپێوهر)، روستایی از توابع بخش کلاشی شهرستان جوانرود در استان کرمانشاه ایران است.
💡 درهیاب (به کردی: دەریاو) روستایی از دهستان کلاشی از توابع بخش کلاشی شهرستان جوانرود در استان کرمانشاه ایران است.
💡 از لباس کردی گرفته تا کلاش که نوع کفش کردی هست که کف ان با پارچه فشرده ساخته شده و به غیر ان فرش دست باف و سبدها چوبی و ابزار چوبی یکی دیگر از هنرهای این منطقه ه که محبوبیت بالای دارد ست
💡 حجت کلاشی در حال حاضر از فعالان مشروطهخواه است که در تلاش برای استقرار مجدد سیستم سلطنت خاندان پهلوی در ایران میباشد.