لغت نامه دهخدا
کشیک دادن. [ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) کشیک کشیدن. نوبت پاسبانی دادن. پاسبانی محلی یا چیزی را برای مدتی به عهده گرفتن. نوبت داری کردن. پاسداری کردن.
کشیک دادن. [ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) کشیک کشیدن. نوبت پاسبانی دادن. پاسبانی محلی یا چیزی را برای مدتی به عهده گرفتن. نوبت داری کردن. پاسداری کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 -لافلش: مگر ممکن است چیزی از شما دزدید؟ شما که همهجا را مهر و موم میکنید و روز و شب کشیک میدهید، مگر مجال دزدی برای کسی میگذارید؟
💡 یکی از تفاوتهای اساسی دوره کارورزی با دوره کارآموزی پزشکی حضور در کشیک و اقامت در بیمارستان است. از ۱۸ ماه کارورزی در ایران حدود ۱۲ ماه کارورزان در بخشهای دارای کشیک هستند. در ایران سقف تعداد کشیک در ماه برای کارورزان ۱۰ کشیک است که این مقدار بر اساس شرایط بیمارستان موردنظر و تعداد کارورزان حاضر در بخش متفاوت است.