لغت نامه دهخدا
کباب چینی. [ ک َ ب ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کبابه. ( ناظم الاطباء ). رجوع به کبابة شود.
کباب چینی. [ ک َ ب ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کبابه. ( ناظم الاطباء ). رجوع به کبابة شود.
کبابه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آتش هموار می خواهد کباب اهل دل زینهار از روی عالمسوز خود مگشا نقاب
💡 برق از قهرت کباب بی محابا سوزیی مرگ از لطفت هلاک دردمند آزاریی
💡 در مطبخ عشق تو کباب دل ما را لذت به از آن غمزه خونخواره ندانست
💡 مرنج اگر نبود در خورت کباب دلم تو میهمان عزیزی و هست این مرغوب
💡 ز آنکه در ظلمش جهان گردد خراب این دل بیرحمشان گردد کباب
💡 ما طایران عرصه ی گلزار آتشیم دامی به راه ما نه و مرغ کباب گیر