کاکه جوب
لغت نامه دهخدا
کاکه جوب. [ ک ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان بیلاق بخش حومه شهرستان سنندج که در 50هزارگزی شمال خاور سنندج کنار رودخانه قوری چای واقع است. زمین آن جلگه ای و سردسیر است و 355 تن سکنه دارد. آب آن از چشمه تأمین میشود. محصولاتش غلات و توتون و شغل اهالی آن گله داری است. از صنایع دستی زنان آن قالیچه و جاجیم و گلیم بافی معمول است و راههایش مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5 ).
فرهنگ فارسی
دهی است از دهستان ییلاق بخش حومه شهرستان سنندج
جمله سازی با کاکه جوب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس از شکست در سال ۱۵۶۹ محاصره کاکهگاوا، ایماگاوا اوجیزانه در ازای کمک برای بازپسگیری قلمرو خود در ولایت سوروگا با ایهیاسو متحد شد.
💡 اسم این روستا برگرفته از اسم قدیمی ککه می می باشد. ککه همان کاکه و به معنای برادر و می تلفظ اسم مهدی در زبان محلی کردی می باشد. اسم این روستا در اسناد به جا مانده از زمان والی ایلام ککه می ذکر شده است.
💡 در این زمان، فوکوشیما ماسانوری، ارباب قلعه کیوسو در ولایت اُواری (استان آیچی) عهد کرد که جان خود را برای ایهیاسو فدا کند و پس از آن یامائوچی کاتسوتویو، ارباب قلعه کاکهگاوا در استان توتومی (استان شیزوئوکا) گفت: «حتی اگر قلعه را به ایهیاسو تسلیم کنم، در کنار شما خواهم بود.» پیشنهاد یامائوچی کاتسوتویو ژنرالها را تحریک کرد و آنها حمایت خود را از ایهیاسو مصمم کردند.
💡 در سال ۱۵۶۸، شینگن تهاجم خود را به ولایت سوروگا آغاز کرد، ارتش ایماگاوا با شکست مواجه شد و قلعه سونپو به سرعت اشغال شد. بعداً اوجیزانه به قلعه کاکهگاوا در ولایت توتومی گریخت.