لغت نامه دهخدا
کاکل برهمزدن. [ ک ُ ب َ هََ زَدَ ] ( مص مرکب ) پریشان نمودن موی. ( ناظم الاطباء ).
کاکل برهمزدن. [ ک ُ ب َ هََ زَدَ ] ( مص مرکب ) پریشان نمودن موی. ( ناظم الاطباء ).
پریشان نمودن موی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کاکل در ۱۴ ژانویه ۱۸۱۹ به دنیا آمد، او دومین پسر جیمز کاکل بود. پدر او یک جراح در روستای گریت اوکلی در بخش تندرینگ اسکس بود. او دانش آموختهٔ چارترهاوس و کالج ترینیتی دانشگاه کمبریج بود.
💡 دارکوبهای کاکلدار معمولاً پرندگانی یکجاساکن بوده و دست به مهاجرت فصلی نمیزنند.
💡 دارد از زلف پریشانت نسیمی صد بلا بر سر او هم بلا شد باز کاکل یک طرف
💡 زلف او دل برد و کاکل در پی جانست وای کانچه با جانم نکرد آن زلف، کاکل میکند
💡 گیرم که پریشانی ایام شود جمع با فتنه آن کاکل پرخم چه توان کرد؟
💡 نروید حالی ارسنبل مهی جو ضمیران کاکل که باشد در شکنج مو دل سنبل گروگانش