لغت نامه دهخدا
( کاهل آباد ) کاهل آباد. [ هََ ] ( اِخ ) دهی است از بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان که دارای 50 تن سکنه است، آب آن از چشمه و محصول عمده اش غله، حبوب و لبنیات است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5 ).
( کاهل آباد ) کاهل آباد. [ هََ ] ( اِخ ) دهی است از بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان که دارای 50 تن سکنه است، آب آن از چشمه و محصول عمده اش غله، حبوب و لبنیات است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5 ).
( کاهل آباد ) دهی است از بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آمد به سرم تیغ جفا بر کف و ترسم کاهل غرض از مردنم آگاه کنندش
💡 چو کاهل شود مرد هنگام کار ازان پس نیابد چنان روزگار
💡 جز داستان عشق مخوان، کاهل درد را زان خوبتر حکایت و زین به فسانه نیست
💡 بر دل آگاه باشد غفلت جاهل گران خون زمزدوران کاهل کارفرما می خورد
💡 نیست یکی کار که او آن نکرد ورنه چرا کاهل و بیکارمی؟
💡 اسپیم پیر کوته کاهل همی دهند اسبی نه آنچنان که توانم بران نشست