لغت نامه دهخدا
کالیورنگ. [ وْ رَ ] ( ص مرکب ) گیج گونه. سرگشته مانند:
خیالش خرف کرد و کالیورنگ
بمغزش فروبرد خرچنگ چنگ.سعدی.
کالیورنگ. [ وْ رَ ] ( ص مرکب ) گیج گونه. سرگشته مانند:
خیالش خرف کرد و کالیورنگ
بمغزش فروبرد خرچنگ چنگ.سعدی.
( صفت ) گیج گونه سر گشته مانند: [ خیالش خرف کرد و کالیو رنگ بمغزش فرو برد خر چنگ چنگ ]. ( سعدی )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه فوتبال نومه کالیو و باشگاه فوتبال تیویامکی اشاره کرد.
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه فوتبال نومه کالیو، باشگاه فوتبال ویلیاندی تولویک، و باشگاه فوتبال لوادیا تالین اشاره کرد.
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه فوتبال لوادیا تالین، باشگاه فوتبال اینفونت، و باشگاه فوتبال نومه کالیو اشاره کرد.
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه فوتبال فلورا تالین، باشگاه فوتبال کورساره، و باشگاه فوتبال نومه کالیو اشاره کرد.
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه فوتبال لوادیا تالین، باشگاه فوتبال اوسترش، باشگاه فوتبال نومه کالیو و باشگاه فوتبال تیویامکی اشاره کرد.