کاغذ بندگی

لغت نامه دهخدا

کاغذ بندگی. [ غ َ ذِ ب َ دَ / دِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خط بندگی و این مجاز است. ( آنندراج ). سند بندگی. قباله بندگی:
فروغ رخش مایه زندگی است
مرا کاغذش کاغذ بندگی است.میرزا طاهر وحید ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

خط بندگی و این مجاز است

جمله سازی با کاغذ بندگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر بندگی تو دهذش دست و روی خود بر خاک پای تو ننهد، خاک بر سرش

💡 گفت ای محمد! آگاهم کن، احسان چیست؟ گفت که بندگی الله کنی انگار او را می‌بینی پس اگر نمی‌بینی او را، پس حتماً او تو را می‌بیند. گفت راست گفتی.

💡 در بندگی چو کار من خسته بندگیست تا زنده ام چگونه کنم ترک کار خویش

💡 خدا را بندگی کن در همه حال چو فیض ازهر دو کون آزاد میباش

💡 از ما گله می کنی و لیکن ما را از بندگی تو صد هزار آزادی ست

💡 هرثمه در مواجهه با امین، اظهار اطاعت و بندگی کرد. مسیری طی نشده بود که سپاهیان طاهر از کمینگاه خویش خارج گشته و به سوی قایق، سنگ و تیر پرتاب کردند.

پوزیشن یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز