کارست بازمانده

فرهنگستان زبان و ادب

{relict karst, fossil karst} [زمین شناسی] کارستی قدیمی که پس از تشکیل هیچ گاه با رسوب پوشیده نشده است

ویکی واژه

کارستی قدیمی که پس از تشکیل هیچ‌گاه با رسوب پوشیده نشده است.

جمله سازی با کارست بازمانده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ز شغل خویش چنان بازمانده‌اند اشیا که ابر هم نکند یاد گریه نیسان

💡 زو طلب کن مرا که فخر من اوست من کی‌ام‌؟ بازمانده لختی پوست

💡 مرا گفت پیری که ای بازمانده که آنگاه گل بودی اکنون گیائی

💡 نه فاخته کز مشک خطت وام گرفت وان مظلمه بازمانده در گردن اوست

💡 ماندهاند حیران درین پرده عجب بازمانده گشتهاند از این سبب

💡 کر به‌خفته بود زیشان بی‌خبر بود مردی بازمانده همچو کر

💡 زمین‌شناسان در طول سفر اکتشافی خود، با انواع مختلفی از کارست بازمانده روبرو شدند که نشان‌دهنده فرآیندهای انحلال طولانی‌مدت سنگ‌های آهکی در این منطقه بود.

💡 وجود کارست بازمانده در این سطح از زمین، مدیریت منابع آب زیرزمینی را بسیار دشوار می‌کند زیرا مسیرهای نفوذ آب به شدت پیچیده و غیرقابل پیش‌بینی است.

💡 تحلیل ویژگی‌های مورفولوژیکی کارست بازمانده در این کوهستان، اطلاعات ارزشمندی در مورد تغییرات اقلیمی و فرآیندهای رسوبی در دوران‌های زمین‌شناسی گذشته در اختیار پژوهشگران قرار داد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران