کارد قلم
لغت نامه دهخدا
کارد قلم. [ دِ ق َ ل َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) قلمتراش.
فرهنگ فارسی
قلمتراش
جمله سازی با کارد قلم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از آن بیش کارد کسی در ضمیر فرستاد و شد کید منت پذیر
💡 بیا بیرون ببین آقای خود را حریف کاردان مولای خود را
💡 کارد آوردند قوم اشتافتند بسته دندانهاش را بشکافتند
💡 هرکه امروز کار خویش گزارد سر نفسش بریده شد بی کارد
💡 دستت چو به کارد کلک را بتراشید دانی سر انگشت تو چون بخراشید؟
💡 ترا توفیق خواهم در دعا تا دهی هر کاردان را کاردانی
💡 هنرمندان در صنایع دستی از کارد قلم برای حکاکی ظریف روی سطوح چوبی و ایجاد جزئیات بسیار دقیق در آثار هنری خود استفاده میکنند.
💡 برای انجام کارهای ظریف در نجاری، داشتن یک کارد قلم با لبه بسیار تیز و کیفیت ساخت بالا، از ابزارهای ضروری برای استادکاران است.
💡 استفاده درست و ایمن از کارد قلم در حین کار، نیاز به تمرین مداوم و داشتن مهارتهای لازم در کنترل حرکات دست دارد.