لغت نامه دهخدا
کاج دریائی. [ ج ِ دَرْ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نوعی کاج که میوه های مخروطی آن درازتر از میوه های معمولی است. ( از گیاه شناسی حسین گل گلاب ص 301 ).
کاج دریائی. [ ج ِ دَرْ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نوعی کاج که میوه های مخروطی آن درازتر از میوه های معمولی است. ( از گیاه شناسی حسین گل گلاب ص 301 ).
نوعی کاج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گوهری کز پی آن گرد جهان میگشتم یافتم عاقبت اندر دل دریائی تو
💡 چو گیرم پیش رویش باشدم هر دیده دریائی ز عکس چین زلفش موج بیپایان درو پیدا
💡 به هر اشکی که از رشکت فرو بارم به هر باری کنارم کم ز دریائی نمیبینم، نمیبینم
💡 مائی ما که اسیری به جهان قطره نمود غرقه در بحر شد و هست کنون دریائی
💡 بغیر دیدهٔ خونبار، هیچ دریائی ندیدهایم که باشد همیشه طوفان وار