لغت نامه دهخدا
چوخه زنبیل. [ خ َ زَ ] ( اِخ ) تپه ای است در سه فرسنگی شوش که تصور میرود قصر اونتاش کال باشد.( جغرافی مفصل تاریخی غرب ایران ص 323 ). چقازنبیل.
چوخه زنبیل. [ خ َ زَ ] ( اِخ ) تپه ای است در سه فرسنگی شوش که تصور میرود قصر اونتاش کال باشد.( جغرافی مفصل تاریخی غرب ایران ص 323 ). چقازنبیل.
تپه ایست در سه فرسنگی شوش که تصور میرود قصر اونثاش کال باشد ٠
💡 به دوش دیگران زنبیل سایند؟ به دندان کسان زنجیر خایند؟
💡 نهاده تیشه و زنبیل در پیش شده واله نه با خویش و نه بیخویش
💡 کز چه مینالی ای جوان نبیل گفت کز جور دبّه و زنبیل
💡 ای چرخ فلک پایهٔ پیروزهٔ تو زنبیل جهان گدای دریوزهٔ تو
💡 شکم تا سر آکنده از لقمه تنگ چو زنبیل دریوزه هفتاد رنگ
💡 عاشق تو گرچه درویش است زر بخشد چو جان نی زهر در همچو زنبیل گدا نان آورد