لغت نامه دهخدا
چهاردست وپا رفتن. [ چ َ / چ ِ دَ ت ُ رَت َ ] ( مص مرکب ) خمیده بر دو دست و دو پا قرار گرفتن همچون ستوران و حرکت کردن. مانند ستور رفتن. چون چهارپایان حرکت کردن. رجوع به چاردست و پا رفتن شود.
چهاردست وپا رفتن. [ چ َ / چ ِ دَ ت ُ رَت َ ] ( مص مرکب ) خمیده بر دو دست و دو پا قرار گرفتن همچون ستوران و حرکت کردن. مانند ستور رفتن. چون چهارپایان حرکت کردن. رجوع به چاردست و پا رفتن شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زمانِ آنها از حدود یک تا پنج دقیقه متغیر است. این آثار جزو محبوبترین کارهای برامس هستند و برای او سودآورترین بودند. هر رقص برای انواع مختلفی از سازها و گروههای موسیقی تنظیم شدهاست. برامس در ابتدا نسخهها را برای پیانوی چهاردست نوشت (دوئت با یک پیانو و دو نوازنده) و بعداً ده رقص اول را برای پیانوی سولو تنظیم کرد.
💡 اگر آنها پاداش بسيار نماز صبح و عشاء را با جماعت، در مى يافتند، گر چه چهاردست و پا (مانند راه رفتنت كودكان شير خوار) باشد، خود را به جماعت مى رساندند.(49)
💡 این جانوران از دستهای قدرتمندشان برای ثابت نگه داشتن طعمه کوچک استفاده میکنند. برای گرفتن طعمههای بزرگتر پاهای وسطشان را نیز به کار میبرند (ملخهای گوشتخوار نیز از تکنیک شکار چهاردستی مشابهی استفاده میکنند). حشرات بزرگتر ابتدا با گازهای قوی در ناحیه گردن کشته میشوند سپس گلادیاتور بلعیدن حشرات را از سر آغاز میکند. او به غیر از بالها و پاها تمام بخشهای بدن طعمهاش را میخورد.
💡 پس در آن حیرت روی به فرّخی آورد و گفت: «هزار سر کُرّه آوردند همه رویسپید، و چهاردستوپایسپید، خَتلی راه تو راست.
💡 در نقل ديگرى آمده است كه اگر بيان دليل براى پاسخ سؤال تو مشكل نبود، تو را از آن آگاه مى كردم. نشانه اين مطلب خبرى است كه در مورد... وبزغاله ملعون تو گفتم. پسرش عمر سعد در آن هنگام هنوز راه نيفتاده بود و بر چهاردست و پا راه مى رفت.(159)