چهاراخر سنگین

لغت نامه دهخدا

( چهارآخر سنگین ) چهارآخر سنگین. [ چ َ / چ ِ خ ُ رِ س َ ] ( اِ مرکب ) چارآخر سنگین. کنایه از چهار حد جهان؛ یعنی مشرق، مغرب، شمال و جنوب است. ( از برهان ) ( از آنندراج ) ( ازناظم الاطباء ) ( فرهنگ فارسی معین ). || چهارعنصر باشد. که خاک و آب و باد و آتش است. ( برهان ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

( چهار آخر سنگین ) ( اسم ) ۱ - چهار حد جهان مشرق مغرب شمال و جنوب. ۲ - چهار عنصر.

جمله سازی با چهاراخر سنگین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آن را که جفاجوست نمی‌باید خواست سنگین دل و بدخوست نمی‌باید خواست

💡 چو ای صیاد سنگین دل نمودم در قفس منزل چو مرغان دگر نبود هوای باغ و گلزارم

💡 می کند تأثیر در دلهای سنگین اشک و آه آب و آتش جای خود در سنگ و آهن وا کند

💡 صبر کردیم و به وصلی نرسیدیم افسوس دامن ما ته سنگ از دل سنگین آمد

💡 کرد صائب بس که سنگ کم به کارم روزگار هرگز از صبح بهاران خواب من سنگین نشد

💡 نشد از گرمی صهبا دل سنگین تونرم برنیاید مه رویت بلی از پرده شرم

امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز