لغت نامه دهخدا
چنگ چنگک. [ چ َ چ َ گ َ ] ( اِ مرکب ) خروب. خرنوب. ( بحر الجواهر ).
چنگ چنگک. [ چ َ چ َ گ َ ] ( اِ مرکب ) خروب. خرنوب. ( بحر الجواهر ).
خروب. خرنوب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در حالی که این روش همیشه کشنده نیست، قطع کردن چنگکهای خرچنگ میتواند شانس بقای خرچنگ در طبیعت را به میزان قابل توجهی کاهش دهد. همچنین قطع کردن چنگکهای این خرچنگ برای کلاهبرداری، یک عمل بحثبرانگیز است. برخی از حوزههای قضایی آن را بهطور کامل ممنوع کردهاند، در حالی که برخی دیگر فقط اجازه میدهند چنگکهای خرچنگ برای امور تجاری قطع شود.
💡 تَلهموش ابزاری است برای به تله انداختن جوندگان کوچک بهویژه موشهای خانگی. این ابزار معمولاً از یک تختهٔ کوچک چوبی، یک میلهٔ مربعشکل، یک فنر و یک چنگک برای قرار دادن طعمه (پنیر) تشکیل شدهاست.
💡 زوایای نگهدارندهها در بالای ابزار برای برش لازم نیست دقیق باشد، اما برای برش کارآمد، زاویه بهینه برای چنگک پشت و کناری وجود خواهد داشت که میتوان آن را پیدا نمود.
💡 او سالها به عنوان مشاور کارگردان، نویسنده، و طراح صحنه در سینما فعالیت داشت. اولین تجربه فیلمسازی وی در سال ۱۳۵۵ با دو قسمت از سریال تلویزیونی چنگک بود. او در سالهای نخستین پس از انقلاب ۱۳۵۷ نسبتاً پرکار بود و فیلمهایی همچون خونبارش، برنج خونین، سردار جنگل و ترن را کارگردانی کرده بود.
💡 از فیلمهایی که وی در آن نقش داشتهاست، میتوان به ارتباط ایتالیایی، ساتیریکون فلینی، هنوز ترینیتی هستم، غروب خدایان، چنگک، مقتدر یونانی و بسیار لذتبخش، کاملاً مرده اشاره کرد.