چلیپا سوختن
لغت نامه دهخدا
چلیپا سوختن. [ چ َ ت َ ] ( مص مرکب ) سوختن خاج و صلیب. آتش زدن صلیب و خاج. || ظاهراً کنایه از مخالفت کردن با دین مسیح و اظهار دشمنی با ترسایان و مسیحیان:
در هری این ساحری دیدی به ترک و روم شو
تا چلیپا سوختن بینی تو در چین و خزر.سنائی.رجوع به چلیپا شود.
جمله سازی با چلیپا سوختن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در پای تو تا زلف چلیپای تو افتاد بس دل که از این سلسله در پای تو افتاد
💡 تا تو چون شانه دل چاک مهیا نکنی پنجه در پنجه آن زلف چلیپا نکنی
💡 آیآرایاس ۱۲۱۹۴-۶۰۰۷ یک ستاره است که در صورت فلکی چلیپا قرار دارد.
💡 آن نافه که بویش همه را خون به جگر کرد در چین سر زلف چلیپای تو باشد
💡 چمنِ جلوهگری از قد رعنای تو خوش دل آشفتگی از زلف چلیپای تو خوش
💡 در غرب اما، چلیپای شکسته یا سواستیکا به عنوان نماد نازیسم شناخته میشود