لغت نامه دهخدا
چشمه ریزه خوانی. [ چ َ م َ زَ ] ( اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: «چشمه ای است متعلق به نوا که از مشرق بمغرب جاریست و نیم سنگ آب دارد». ( از مرآت البلدان ج 4 ص 233 ).
چشمه ریزه خوانی. [ چ َ م َ زَ ] ( اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: «چشمه ای است متعلق به نوا که از مشرق بمغرب جاریست و نیم سنگ آب دارد». ( از مرآت البلدان ج 4 ص 233 ).
مولف مر آت البلدان نویسد: (( چشمه ایت متعلق به نوا که از مشرق بمغرب جاریست و نیم سنگ آب دارد ) ) ٠
💡 نگه کرد شوریده از خواب و گفت مرا فتنه خوانی و گویی مخفت
💡 در قفس کردست بلبل را بخوش خوانی که هست طوطی کلک تو با مرغان عرشی در خطاب
💡 کمین سازند اگر بیوقت رانی سر اندازند اگر بیوقت خوانی
💡 تعلیم جنون گیر ز استاد محبت هر حرف که خوانی ز غمش درس کمال است
💡 تو معذوری که درد من ندانی چو من نالم مرا بیهوده خوانی
💡 من یکی بلبلم اندر قفس دهر که چرخ میکند بر من از انصاف مدایح خوانی