چشمه دراز سرکشت
لغت نامه دهخدا
چشمه دراز سرکشتی. [ چ َ م َ دِ س َ ک َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان کاکاوند بخش دلفان شهرستان خرم آباد که در 60 هزارگزی شمال باختری نورآباد و 18 هزارگزی باختر راه شوسه خرم آباد به کرمانشاه واقع است. دامنه ای است سردسیر که 72 تن سکنه دارد، آبش از چشمه دراز. محصولش غلات، لبنیات و پشم. شغل اهالی زراعت و گله داری و راهش مالرو است. ساکنین از طایفه مظفروند بوده در ساختمان و سیاه چادر سکونت دارند و برای تعلیف احشام به گرمسیر میروند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
جمله سازی با چشمه دراز سرکشت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مژگان سرکشت، رگ جان ها گرفته است بنگر که دست فتنه چه بالا گرفته است
💡 مهمترین ارتفاعات آن نخودکوه (با ارتفاع ۲۵۷۰ متری)، چیاوزان و سرکشتی هستند.
💡 فتنه را زنجیر سردادست زلف سرکشت تا به زنجیرش کند عدل شه گردون حساب
💡 هیچ دانی با عدو تیغ جهانسوزش چهکرد آنچه بر سرکشت را برق یمان میآوررد
💡 ابنحسام را به کمند بلای عشق بر یاد زلف سرکشت اندر کشیدهایم