چاووش غوری

لغت نامه دهخدا

چاووش غوری. [ ش ِ ] ( اِخ ) ازامرای دربار سلطان سنجر سلجوقی. وی بر سپاه سلطان سالاری فرمود و وقتی که سلطان لشکر بر سر سلطان مسعود برادرزاده خود کشیده بعضی از امراء سلطان را از جنگ منع مینمودند امیر چاووش شعری چند گفته سلطان را ترغیب بجنگ کرد و از جمله اشعار وی این چند بیت است:
خسروا کارزار باید کرد
بر عدو کار زار باید کرد
شرزه شیران مرغزاری را
همه در مرغزار باید کرد
روز جنگ است جنگ باید جست
وقت کار است کار باید کرد.( از مجمع الفصحاء ج 1 ص 177 ).

جمله سازی با چاووش غوری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در آلبوم چاووش ۷ به دست کانون چاووش منتشر شد. این آهنگ غنای ملودیک عالی داشته و مقدمه‌ای کوبنده و تأثیرگذار دارد.

💡 بانگ چاووشان دلم از جا ببرد هوشم از سر قوّتم از پا ببرد

💡 چاووش ۱۰ یادواره‌ای است از استاد آواز ایران حسین طاهرزاده که با همکاری گروه‌های شیدا و عارف به سرپرستی محمدرضا لطفی و با آواز صدیق تعریف اجرا شد. ردیف آوازی این اثر اصفهان است که در دستگاه سه‌گاه اجرا شد.

💡 پس از این اتفاق محمدرضا لطفی کانون چاووش را با حمایت هوشنگ ابتهاج بنیان‌گذاری کرد.

💡 دولون در افسانه‌های یونانی چاووش شهر تروآ و تنها فرزند ائومدس بود. او برای جاسوسی به اردوگاه یونانیان رفت.

💡 بارگاه قدر او همسایه آمد بافلک گرچه چاووش فلک جبریل و میکاییل شد

کلمه یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
فرایند یعنی چه؟
فرایند یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز