لغت نامه دهخدا
چاه خاری. ( اِخ ) دهی از دهستان نهبندان بخش شوسف شهرستان بیرجند که در 162 هزارگزی جنوب خاوری شوسف واقع شده. دامنه و گرمسیر است و6 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
چاه خاری. ( اِخ ) دهی از دهستان نهبندان بخش شوسف شهرستان بیرجند که در 162 هزارگزی جنوب خاوری شوسف واقع شده. دامنه و گرمسیر است و6 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
دهی از دهستان نهبندان بخش شوسف شهرستان بیرجند
💡 جمع شد دل تا سر زلف پریشانت گرفت گل به دست آورد آن خاری که دامانت گرفت
💡 جان نیز گشت پیرو دل کز ره اجل خاری به پای بیهوده گردش خلیده باد
💡 زان خاری من فزون شد و خواهد شد او محترم است و محترم خواهد بود
💡 نماند بوته خاری جهان امکان را که بر امید تو صیاد در کمین ننشست
💡 دوش می گشتم بر آن در شد به پا خاری مرا دیده می سودم بر آن چندانکه خار آمد برون
💡 میمیرم و خار غمت از جان نمیآید برون خاری که ره در جان کند آسان نمیآید برون