سیرگاه بحرانی

فرهنگستان زبان و ادب

{critical block} [حمل ونقل ریلی] سیرگاهی که زمان پیمایش آن در طول مسیر برای قطار از همۀ سیرگاه ها بیشتر است و تعیین کنندۀ ظرفیت خط است

ویکی واژه

سیرگاهی که زمان پیمایش آن در طول مسیر برای قطار از همۀ سیرگاه‌ها بیشتر است و تعیین‌کنندۀ ظرفیت خط است.

جمله سازی با سیرگاه بحرانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 کرده قربانگاه اوصاف مبینت از منا سیرگاه اوج علوی از معلا ساخته

💡 عبرت‌آباد است بیدل سیرگاه این چمن بایدت مژگان به حیرت مشتمل برداشتن

💡 نبود اهل جنان را سیرگاهی به کشمیر از جنان کردند راهی

💡 دل و جان سیرگاه یار خواه اینجا و خواه آنجا من و بزمی که از خود می رود یاد نگاه آنجا

💡 خالیست جای لطف تو در سیرگاه ما جایی خوشست عشرت ما را تمام کن

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران