چامه برساختن

لغت نامه دهخدا

چامه برساختن. [ م َ / م ِ ب َ ت َ] ( مص مرکب ) سرود ساختن. نغمه ساز کردن. آهنگی از دستگاههای موسیقی را بوسیله سازی نواختن:
بتان چامه و چنگ برساختند
ز بیگانه ایوان بپرداختند.فردوسی.|| شعر ساختن. کلام موزون در رشته نظم کشیدن. چکامه ساختن. منظومه ساختن.

فرهنگ فارسی

سرود ساختن. نغمه ساز کردن. آهنگی از دستگاههای موسیقی را بوسیل. سازی نواختن. یا شعر ساختن.

جمله سازی با چامه برساختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جدول زیر نیز روشهای برساختن فعل مجهول، ساده و گذرا را برای سوم شخص در زمان گذشته و حال می نمایاند.

💡 و اما اينكه بعضى گفته اند (تسخير كشتيها براى بشر به معناى قدرت دادن بشر برساختن و به كار بستن كشتى است، و منظور اين است كه خداوند بشر را به چنين طريقه اىآشنا نمود) معنايى بعيد است، چون ظاهر از تسخير چيزى براى ايشان، اين است كهخداوند در آن چيز تصرفى بكند، و آن را موافق با مقاصد و منافع بشر قرار دهد، نهاينكه در خود انسان تصرف كند، و دل و فهم او را ملهم به ساختن آن چيز بنمايد.

خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز