چاشت دادن

لغت نامه دهخدا

چاشت دادن. [ دَ ]( مص مرکب ) طعام دادن بوقت چاشت را گویند که یک پاس از روز است. ( برهان ). کنایه از طعام دادن گاه ظهر. ( فرهنگ ناصری ) ( آنندراج ). طعام چاشت به کسی دادن. غذای چاشت دادن. هنگام چاشت طعام دادن؛ تَغدِیَه؛ چاشت دادن. ( تاج المصادر بیهقی ). || کنایه از سیر کردن چیزی. ( فرهنگ ناصری ) ( آنندراج ):
دهی فتنه را گاهی از چشم چاشت
دهی مرگ را گاهی از جور شام.مختاری ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) طعام دادن بوقت چاشت.
طعام دادن بوقت چاشت را گویند که یک پاس از روز است. کنایه از طعام دادن گاه ظهر. یا کنایه از سیر کردن

جمله سازی با چاشت دادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زان پیش که بدخواه به تو چاشت گذارد بگذار بر او شام و ممان تا به سحر بر

💡 مرد شبان جواب داد كه: آنچه در پستانهاى شتران است غذاى چاشت مردم قبيله باشد. وآنچه در ظرفها داريم خوراك عصر آنان است.

💡 و مراد از (غداء) عبارت است از هر چه كه با آن چاشت كنند. و از همين كلمه فهميده مىشود كه موسى اين سخن را در روز گفته.

💡 ده چاشت، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان مرودشت در استان فارس ایران است.

💡 گفتی که به بستان بر من چاشت بیایید رفتی تو سحرگاه و ببستی در بستان

💡 در خیمه اشک دیده زنان را به جای شرب در پهنه زخم سینه یلان را به جای چاشت

اذفر یعنی چه؟
اذفر یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز