چاره ٔ بیچارگان

لغت نامه دهخدا

چاره بیچارگان. [ رَ / رِ ی ِ رَ / رِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) پناه درماندگان. که بیچارگان از او یاری جویند:
چاره بیچارگان کشور توران توئی
کار این بیچاره ساز ای چاره بیچارگان.سوزنی. || ای چاره بیچارگان؛ یعنی ای خدای متعال. خطاب به خداوند و باریتعالی.
یار شو ای مونس غمخوارگان
چاره کن ای چاره بیچارگان.نظامی ( مخزن الاسرار ص 11 ).

جمله سازی با چاره ٔ بیچارگان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همچنین در روایت‌های مکرری نقل شده که در روز عید قربان، قربانی کنید تا گرسنگان و بیچارگان نیز به خوراک برسند؛ و این عمل در میان مسلمان‌ها از دیر زمان، اتحاد به میان آورده است.

💡 چون تویی در شادی و ناز و نعیم این جهان خاطر بیچارگان را بیش ازین غمگین مکن

💡 ای تو ما بیچارگان را ساز و برگ وا رهان این قوم را از ترس مرگ

💡 در کشتن بیچارگان آشفتی و بر من زدی دانم ندیدی در جهان کس را ز ن بیچاره تر

💡 از فیلم‌هایی که وی در آن‌ها نقش داشته است، می‌توان به بیچارگان اشاره نمود.

💡 این مریض خانه وقف است بر فقرا و رعایا و غربا و بیچارگان، لعنت بر کسانی که تخلف نمایند

امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
برعیس یعنی چه؟
برعیس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز