چار مضراب
لغت نامه دهخدا
چارمضراب. [ م ِ ] ( اِ مرکب ) اصطلاحی در موسیقی، اصطلاحی در نواختن آهنگ موسیقی. نوعی از آهنگ موسیقی که نوازنده سازدر دستگاههای مختلف آواز مینوازد تا آوازخوان برای خواندن مهیا شود. گونه ای از زدن که زننده خواننده رابرای خواندن مهیا سازد. و رجوع به چهارمضراب شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) اصطلاحی است در نواختن آهنگ موسیقی نوعی از آهنگ موسیقی که نوازند. ساز در دستگاههای مختلف آواز مینوازد تا آوازه خوان برای خواندن مهیا شود گونه ای از زدن که زننده خواننده را برای خواندن مهیا سازد.
اصطلاحی در موسیقی اصطلاحی در نواختن آهنگ موسیقی. نوعی از آهنگ موسیقی که نوازند. ساز در دستگاه های مختلف آواز مینوازد تا آواز خوان برای خواندن مهیا شود.
جمله سازی با چار مضراب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قامت ما چنگ شد و اندر سماع اهل درد جز به مضراب غمت این چنگ را ننواختیم
💡 تا آهنگ درین ساز ثناسنجی تست لیک مضراب من آنجا نبود محرم راز
💡 فغان که مطرب مجلس ز نشتر مضراب خراش در رگ و جان از خروش عود آورد
💡 این مضرابها که به دلیل سکوتهای پیامدشان مانند ضربهای در گوش شنونده صدا میکند در بسیاری از قطعات ضربی و چهارمضرابهای مجد شنیده میشود.
💡 مضراب عشق، بر رگ عشاق، مطربا آهسته زن، که رشته این تار نازک است