چار خیابان
لغت نامه دهخدا
چارخیابان. ( اِ مرکب ) میدانی که از شمال و جنوب و مشرق و مغرب آن خیابان ممتد باشد. میدانی که از چهار سمت بخیابان متصل است و از هر طرف آن خیابانی امتداد یافته است. || محل تقاطع چهار خیابان که بر یکدیگر عمود باشند. آنجا که دو خیابان تقاطع کنند.
فرهنگ فارسی
میدانی که از شمال و جنوب و مشرق و مغرب آن خیابان ممتد باشد. محل تقاطع چهار خیابان که بر یکدیگر عمود باشند. میدانی که از چهار سمت بخیابان متصل است و از هر طرف آن خیابانی امتداد یافته است.
جمله سازی با چار خیابان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در منتهاالیه خیابان، بود پدید تهران برون شهر، خرابه یکی بنای
💡 چه غم ار سیلی سنگ ستمش کرد کبود سبزه زاری تنم طرف خیابان ترا
💡 عالم از جلوه معنی است خیابان بهشت که نسیم سحر او بود اندیشه ما
💡 فرق من و تو، کلاه زرد و سیاهست هیچ شماها ز مردمان خیابان:
💡 چراغان کرده بام و در گلستان گلستانی ز پا بوسش خیابان
💡 (فتدرهش به خیابان عمر جاویدان چو سایه هرکه تواند فتاد درپایش )